loading...

اس ام اس , جوک , عکس طنز

تحقیق موضوع شاملو شعر سپید لینک دانلود خرید پایین توضیحاتدسته بندی : ووردنوع : .docx ( قابل ویرایش اماده پرینت )تعداد : 7 صفحه قسمتی متن : شاملو شعر سپید)‌/چند ...

محمدحسین
بازدید : 161
/ زمان : 18:20:
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اس ام اس , جوک , عکس طنز


لینک دانلود خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع : .docx ( قابل ویرایش اماده پرینت )

تعداد : 7 صفحه


قسمتی متن :

شاملو شعر سپید)‌

/چند سال پیش شعری شاملو نقد کرده بودم. امروز کاغذ باطله‌هایم دور می‌ریختم،‌ فیش‌های نقد پیدا کردم. هرچند یادداشت‌ها بسیار پراکنده‌اند ولی شاید کار کسانی علاقه‌مند شاملو هستند بیاید.شعر امروز ایران دو اغاز کننده‌ی جدی دارد،‌ نیما شاملو. شعر یکبار نیما متحول گردید بار دبگر الف.هکر نست دیگرگون شد. اگرچه نیما راهگشای شعر امروز ایران اما حفظ نوعی وزن قافیه بندناف خود ادب قدیم حفظ کرد. الف. هکر نست اگرچه تاریخا پس او می‌اید مدتی اقتفای او کار می‌کند اما زمانی بعد ازادسازی شعر قیود سنتی وزن عروضی تبعات ضروری می‌بیند عروض نیمایی عدول می‌کند، تجربه‌ی شعر سپید قانونمند می‌کند سامان می‌بخشد دوره‌ی جدیدی شعر فارسی اغاز می‌شود ."شاملو درک پیام اصلی نیما هر نواوری پس مدتی سنت گذار بدل می‌شود نواوری دیگر ضرور می‌افتد، زبان شعر فارسی قید هزار اند ساله‌ی وزن قوافی بدایع ازاد کرد برخوردی عاصی خلاق فضای فرهنگی - اجتماعی معاصر ظرفیت‌های غنایی زبان هیات کلمه‌های ترکیب شونده – جدا منطق نظم شعر – خدمت بیان اندیشه تخیل دراورد شیوه جهان درونی شعر تنوعی حیرت‌اور یافت چرا شکل‌های ظاهری قید محدودیت رها شده بود"(جواد مجابی – شناختنامه‌ی احمد شاملو , 74)شاملو خود راجع شعر سپید چنین می‌گوید:" شعر سپید، وزن قافیه، ارایش پیرایش احساس بی‌نیازی شاید نکند، اما محروم ... شاید بتوان محروم نماند، ‌لیکن تظاهر بی‌نیازی می‌کند ...گویی شکنجه دیده‌ی سر زیری عمد می‌خواهد عریان بماند چشم‌های تماشاگران، داغ‌های شکنجه تن او ببینند راز سر زیری او دریابند ... اگر بخواهم بهتر گفته باشم:- اثار شکنجه اگر قالب جامه‌یی دراورده شود،‌منتفی است. هرچه جامه اراسته‌تر، ‌خاصیت وجودی وی منتفی‌تر . شعر سپید، شاید رقصی موسیقی احساس نیاز نمی‌کند،‌.. شرابی ساغر نمی‌گنجد، ‌تا عریان‌تر جلوه کند شکل نمی‌خواهد روح مجرد خود شکلی بهتر نمود دهد . درحقیقت شعر سپید شعری نمی‌خواهد صورت «شعر» دراید ... شعر سپید هر چه اضافی، ‌با هر قافیه‌ای بیگانگی بی‌حوصلگی نشان می‌دهد. هرگونه دستکاری ـ‌به هر اندازه ناچیز باشد - لج می‌کند. هرگونه کوششی انکه شکل رایجی بدان داده شود، خسته‌اش می‌کند، ‌خفه‌اش می‌کند، ‌مسخش می‌کند" ."از بیان مطلب واهمه می‌کنیم؛ اما بهر حال گفتنی که: "شعر سپید مطلق مجرد است" باید نامی دیگر جست، ‌چرا غرض شعر سپید نوعی شعر نیست؛ ‌چیزی نزدیک شعر بی‌انکه شعر باشد نزدیک یک نوشته بی‌انکه دارای منطق مفهومی باشد تنها نوشتن، ‌مرادی حاصل اید".(حاشیه‌ای شعر شاملو – اندیشه هنر، ‌ویژه‌ی ا.هکر نست،‌شماره 2 – فروردین 1334)‌شاملو شاعر جسوری است، ‌کسی قالب شکست ره نواوری اورد؛ او شعر بسیار سختگیر جایی نقد اثار دیگران گاه انقدر سخت می‌گیرد بیان عرف موجود می‌گذرد بیشتر گستاخی قول خود ، ‌به بی‌ادبی می‌انجامد. شاملو شعر دید خود می‌بیند، ‌و طرقیه‌ی خود می‌فهمد. شاملو معتقد شاعر بودن اول باید ازاد بود، ‌مثلا اگر ما مقید مذهبی باشیم بوییدن گل کفر حساب اید هرگز بوییدن گل تصور احساس شاعرانه نخواهیم داشت .شاملو معتقد :‌"‌شاعر اصیل، ‌در خارج چارچوب زمان مکان خود نمی‌تواند وجود داشته باشد اگر زمان مکان خود وفادار بماند نماینده‌ی صمیمی نسل خود انسان‌هایی کنارش زندگی می‌کنند باشد، بدون تردید زمان‌ها مکان‌های دیگر متعلق خواهد همین طریق شاعر اصیل فرصت جاودانگی پیدا می‌کند"‌.(‌رضا براهنی – طلا مس، ‌جلد دوم – چاپ اول 1371)‌به زعم او:‌"‌شعر یک حادثه‌ایست. حادثه‌ای زمان مکان سبب ساز هست اما شکل‌بندیش «زبان» صورت می‌گیرد .(‌گفتگوی ناصر حریری شاملو)‌شاملو شاعری اجتماعی است، ‌یک رئالیست تعهد اجتماعی زمینه‌ساز کارهای خود کرده است. او شعرش دنبال احساس پیام اثر هنری بدون دو عنصر پوچ می‌داند. قبول مسئولیت اجتماعی خط اصلی شعر اوست. او هنر فقط مبلغ حقیقت می‌شناسد تنها لحاظ می‌تواند نهایت سنجیدگی پیشرو باشد. هنرمندان دولتمردان، ‌هر دو سیاست کار می‌زنند تفاوت دولتمردان معمولا نیتی پنهان می‌کنند کوشش هنرمندان صرف لو دادن می‌شود.شاملو شعر چشمه‌ی جوشانی درون شاعر می‌داند وقتی لبریز سر ریز خواهد کرد." شعر، ‌یا دستاورد امیزش خصلت شاعر جهان پیرامون اوست محصول لقاح مصنوعی؛ ‌در صورت نخست، ‌شعر طور طبیعی زاده می‌شود سر ریز می‌کند چشمه‌وار است. صورت دوم طریق سزارین دنیا اورده می‌شود سطل تلمبه باید ا زچاه بیرونش کشید.(‌شعر سفید شعر نیمایی – گفتگوی ناصر حریری شاملو )‌"شعر هیجانی جان زبان شکل می‌گیرد فعلیت پیدا می‌کند. وقتی هیجان بالقوه وجود نداشته باشد اگر خودت بکشی بی‌فایده است. حتی اگر موهایت جلو کاغذ سفید کنی شعری دستت نخواهد گرفت. شعر باید وجود شاعر بجوشد. قول بزرگوار چیزی باید درونت بیرون بتابد چگونه می‌توانی بیرون دست اوری"‌(‌ادینه، ‌شماره‌ی 72،‌مرداد 71)‌شاملو جاهای مختلفی نکته اصرار دارد باید هنر نواوری کرد خود دایره‌ی تقلید محدود نکرد. او حتی پیروی شعر شاملویی جایز نمی‌داند زیرا شاملو متعلق عصر خود شاعر امروز باید شعر امروز دریابد. شعر امروز ما احتیاج نیمایی دوباره دارد ."در هنر مقلد دیگرانیم دید خود پنهانیم خود نیابیم بیهوده راه‌های کوبیده‌ی قدم‌های دیگران وقت تلف می‌کنیم ... راه‌های دیگران ما سوی مقصد‌های دیگران می‌برد".‌(‌ادینه، ‌شماره‌ی 72،‌مرداد 71)‌همچنان امد، ‌شاملو شعر اجتماعی می‌گوید، ‌و شاعر اجتماعی چند چون زندگی توده وارد می‌شود، ‌از اگاهی می‌یابد می‌زید. شاعر اجتماعی دردهای مردم لمس می‌کند، ‌او درد مشترک شکست‌ها پیروزی‌های مردم تمام وجود درک می‌کند. وقتی شاعر اجتماعی انباشته تجربه‌های جمعی مردمی می‌شود میان انهاست، ‌شروع سرودن می‌کند. شعر دسته شاعران یک ضرورت است. هر چیزی نقطه‌ی ضرورت رسید تولدش حتمی است، ‌به دخالت دیگران نیازی ندارد. دخالت دیگران نه تسریعش می‌کند نه مانع پیدایشش می‌شود.الیوت، ‌شاعران اجتماعی را، ‌شاعرانی می‌داند غوطه‌ور منجلاب محیط هستند. ولی گویا نکته فراموش شده هر کسی هر جای جهان هست "‌غوطه‌ور منجلاب محیط" است؛ ‌اگر جز چه نیازی شعر پیش می‌امد؟! هدف شعر رهایی انسان منجلابی اسیر است.شاملو شعر گفتنش شاعران دیگر متفاوت بود. بهر حال هر شاعری گونه‌ای شعر می‌گوید :‌نادر پور حافظه‌ی غریبش شعر ذهن خود می‌ساخت، ‌سطر سطر پایان وقتی تمام می‌نوشت،‌"خویی" ‌نیز کما بیش چنین عمل می‌کرد .شهریار می‌گفت صدایی می‌شنود شعر سطر سطر او دیکته می‌کند، ‌گاهی دیکته کردن کلمه‌ای شاعر درست نمی‌شنید، ‌عوضی می‌نوشت بعدا تصحیح می‌کرد .شاملو شعر نمی‌گوید، ‌منتظر شعر نمی‌ماند. شعر او پیدا می‌کند، ‌به کار وا می‌دارد. کار شاملو نوشتن شعری امده است،‌ شعری چند چونش پایان نوشتن چیزی نمی‌داند .مضمون‌های جاودانه‌ی عشق، ‌مرگ، ‌پیوند، ‌هجران، ‌هستی، ‌اندوه، ‌اضطراب خشم شعر شاملو رخ می‌نماید متنی دلهره‌ی انسان زیستن، ‌شور او افریدن، ‌عشق او انسان ماندن، ‌پیوند او دیگران امروز تاریخ، ‌هجران او ارامشی دیگران فرزند انسان ربوده‌اند، ‌اندوه اضطراب او چنین بودن، ‌این گونه گرفتار امدن عمر پی فراغتی شایسته‌اش چنین یاوه دیدن خشمی توفان جان شاعر می‌چرخاند فاجعه را، ‌به بزرگ‌ترین دشنام‌ها، ‌نفرین کند .

اس ام اس , جوک , عکس طنز


نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 368

آمار سایت
  • کل مطالب : 3689
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 9
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 1838
  • بازدید کننده امروز : 827
  • باردید دیروز : 102
  • بازدید کننده دیروز : 103
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 4807
  • بازدید ماه : 3564
  • بازدید سال : 31754
  • بازدید کلی : 755041
  • کدهای اختصاصی