برادر شریفی: شب عمليات هويزه حسين علم الهدی درخواست آب نمود كه
بتواند غسل شهادت كند،امّا آب به اندازه ی كافي نداشتيم.گفت: «به اندازه ی
شستن سرم آب داشته باشيد، كافياست».
گفتم: «فردا عمليات است و در گرد و غبار فردا، دوباره سرت كثيف ميشود».
گفت: «به هر حال ميخواهم سرم را بشويم.»
گفتم: «مگر ميخواهي به تهرانبروي؟».گفت: «نه، فردا ميخواهم به ملاقات خدا بروم.»